پریشانی

پریشانی

اگر با این خیال وارد شدید که قراره متن های ادبی جالب و دوست داشتنی بخونید، باید بهتون توصیه کنم که وقت تون رو تلف نکنید...

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۲۵
    نر
  • ۹۷/۰۳/۱۸
    17
  • ۹۷/۰۳/۱۱
    .

وبلاگ رو که زیر و رو می کنم یه غمی از نبودنت رو سرم آوار می شه...

  • دچار ...

الحمدلله‌رب‌العالمین...

نرها به این درجه از جسارت رسیدن که این‌چنین قبیح زر بزنن!

  • دچار ...
این‌جا بودن تو و چک‌کردن وبلاگ از طرف‌ت خیلی وقته که شده کابوس‌م!
می‌دونم که پیدا کردن این‌جا کار سختی نیست برات، از طرفی یه مثال نقض تو سرمه که تو این کار رو نمی‌کنی...
دو حالت داره:
یک: این‌جا نیستی و دل من الکی شور می‌زنه.
دو: این‌جا هستی و از قضا اونی که کل وبلاگ رو داره زیر و رو می‌کنه تویی.
اگه این‌جا هستی، نباش! از نوع پست‌ها خودت هم می‌فهمی که نباید باشی... 
  • دچار ...

می‌دونی؟

این از فانتزی‌های من بود که تو جمع باشیم ولی چت کنیم...

  • دچار ...

یه طور طلب کارانه ای اومده می گه: واقعا تو از اینا گوش می دی؟

منم صاف گفتم: یادم رفته بود اجازه بگیرم :| و بعد اضافه کردم: فکر می کنم اصل چیزی که باید گوش داد اینه نه حمید هیراد!

گفت: آره ولی از نظر مراجع موسیقی سنتی هم جایز نیست

من پشت گوشی: 0_0! یا خدا! چه ررررربطی داره آخه...

گفتم: من به نظر مراجع کار نداشتم الان! علاقه م در موسیقی رو گفتم فقط...




خواستم بگم که: ببین! نگران نباش! من مثل تو نیستم که با وجود نهی مرجع ت به همممه چی گوش می دی! من اجازه دارم...

نگفتم.

می دونم طبق خواسته ی نفس م عمل کردم...

  • دچار ...
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • دچار ...

دو شب پیش مامان گفت: من دیگه واقعا نمی دونم سحری چی درست کنم!

مصطفا: سحری مامان! اون شب سحری بود سحری خوردیم...

ما چهار نفر، هشت تا چشم بودیم که داشت از حدقه در می اومد و البته چند ثانیه بعد ترکیدیم :دیییییی



راستش من می دونم چرا این طوری شد :دی

آخه یه موقعی ما تاااااااااا می تونستیم به این دو جمله ی گوهربار خندیدیم:

یک: تا تاریخ تاریخ است، تاریخ است!

دو: دانشگاهی که دانشگاه نباشد، دانشگاه نیست!

  • دچار ...

Now I wish I could freeze the time at seventeen...


البته تو و همه‌ی ملحقات قشنگ‌ت رو هم با خودم می‌بردم به سون‌تین...

  • دچار ...

۱۲ ساعت دیگه این موقع داریم از تشنگی خفه می‌شیم به امید خدا...

امام عزیزم! کاش یه دفعه خودت هم می‌اومدی، اون وقت شاید فکرت به سمت آخرین جمعه‌ی رجب، شعبان یا حتا شوال میل می‌کرد :دی

#شوخی


  • دچار ...

.

یادم رفته بود که یه موقعی اگه هر روز ازش خبر نداشتم، حالم بد بود!
یادم اومد که یه زمانی اون قدر بی توجهی کرد که به این جا رسیدیم!!
  • دچار ...